خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





سلام منهاي حرف

    ميدونم كه دلخوري...

    حق داري... خيلي وقته سراغي ازت نگرفتم... حالتو جويا نشدم....

    اومدم كه دوباره با هم باشيم. شريك روزها و شبهاي تنهايي. ترسيم گر زخمهاي اين ملت. با هم باشيم چون معتقديم مثل گابريل گارسيا ماركز كه با خداي خودش نجوا مي كرد خداي من، اگر كمي ديگر زنده بودم نمي گذاشتم روزي بگذرد بي آنكه به مردم بگويم چقدر عاشق آنم كه عاشق شان باشم.

    من ياد گرفته ام كه انسان فقط زماني حق دارد به همنوع خود از بالا نگاه كند كه مي خواهد به او كمك كند تا بر روي پاهايش بايستد.

    روزها و شبهاي تلخي را سپري كردم... منهاي حرف... خبر داري كه پدرم رفت و تنها ماندم.

    حالا او نيست و من بي او مي خواهم قصه هاي تو و من را براي هيراد تعريف كنم.

    دوباره خواهيم ساخت چهارديواري منهاي حرف را...

    ممنونم از همه دوستان خوبم كه در ايام سخت سال قبل كنارم بودند و خيلي ها منهاي حرف را فراموش نكردند.

    ما دوباره آمديم.


    این مطلب تا کنون 17 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : منهاي ,
    سلام منهاي حرف

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر